سلام ايا تاحالا قسمتون شده كه لحظات سال تحويل را دركنار حرم اقا علي بن موسي الرضا باشيد امسال خدا اين توفيق رابه من داد كه سال تحويل را دركنار حرم اقا باشم نمي دانيد چه صفايي داشت
ازجايجايي ايران عزيزمان امده بودند كه سال تحويل رادركنار حرم اقاباشند انگارانها امده بودند ازطرف كساني كه نتونسته بودند بيان به اقا تبريك بگويندو از او بخواهند كه او برايشان دعا كند .
حالا مي خوام براتون ازلحظات سال تحويل بگم وقتي دعاي توسل درنزديكي سال تحويل خوانده شد نداي الهم عجل لوليك فرج درصحن ها پيچيده بود وهمه خدا را به ضامن اهو قسم مي دادند كه امسال ديگر اقا بيايد وازاقاميخواستند كه بهترين جيزها رارقم بزند . وقتي دعاي تحويل سال خوانده شد همه همديگررا دراغوش مي گرفتند وبراي هم ارزوي سلامتي وخوشبختي ميكردند اين بهترين سال تحويل بود كه من داشتم فقط انجاجاي مامان بابا م خالي بو د وهمان جا ازخداخواستم تاسال تحويل سال ديگرهمراه با خانواده انجاباشم انشالله
يامقلب قلوب والابصار عيدتان مبارك و روز پرستار به تمام پرستاران عزيز تبريك مگم
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 18:59  توسط فاطمه مهرابی
|
غدير درياي باور
غدير ،نه بركه ابي دربيابان ، بلكه دريايي از باور وبصريت ،در كوير حيرت وهامون ضلالت است . ناكام جانها ازان سيراب شود ......................غدير حلقه مياني { رسالت } و{ امامت } است از سويي به بعثت در حرا متصل ميشود واز سويي ديگر به شهادت در كربلا پيوند مي خورد .
{درياي غدير } از ريزش ابشار گون ومي بر جان محمد {ص} لبريز است وقامت دين در غدير خم انعكاس مي يابد .
غدير براي تشنگان يك كتاب مبين وچشمه زلال هدايت است .
خوب نگاه كنيد ..........................
هنوز هم بربام بلند غدير دست پيامبر را مي بينيد كه دست علي { ع} راكه دست خداست فرابرده وان خورشيد رادربرابر ديدگان منتظر { تاريخ } قرار مي دهد و نام علي {ع} را چو نان حجتي روشن ومشعلي فروزان به عنوان مولي برمي افرازد . تا راه بعد ازرسول .تيره نباشد.هنوز طنين اين صدا به گوش مي رسد :
اللهم وال من والاه وعاد من عاداه....
اين صدا ازناي پر نواي رسول وزبان پاك پيغبر است كه همچون خندقي صفها را از هم جدا مي كند .
درخت اسمان ساي وبلند بالاي {ولايت } در جويبار { من كنت مولا....} روييده ا ست و
ْْعلي مولاه
شگوفه معطر ان بهار رهبري است.
به نامت ياعلي{ع} جان باصفا شد دلم لبريز ازمهروفا شد
مشامم تازه ازعطر ولايت وجودم پاك از رنگ و ريا شد.
عيد غدير خم برهمگان مباركباد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 13:31  توسط فاطمه مهرابی
|
روز عرفه
تو اين لحظه كجايي تك سوار به دشتي يا به كوهي يا به صحرا
بـــــيا در خيمــــه ذكر عمويت فـــدايت اي بيا با ن گرد زهرا
دل تنــــــــــــگم تماشاي تو خواهد وصال قد رعـــاي تو خواهد
دــــــــــلم در حج عشقت كرده احرام طواف خاك زيباي تو خواهد
كه همان خال لـــــبت قبله ماست گردش ديده تو قبله نمـــا ست
گوشه چشمي به گدايت بنـــــما جان ما گيـــــــــر و فدايت بنما
التماس دعا

+ نوشته شده در سه شنبه دهم آبان 1390ساعت 10:26  توسط فاطمه مهرابی
|
دربرج ولا شمس هدي مي آيد هشتم ولي خدا رضا مي اآيد
جا دارد اگر ما به همه فخر كنيم زيرا كه ولي نعمت ما مي آيد
مژده دوستان كه دگر شب گذ شت نور عشق ولا پا به عرصه ي جهان گذاشت يار امد و ديو صد چهره برفت شاد امد و غم باربست و برفت .رضا جان حرمت شده آروزي دردمندان كه با هر نفس صداي يا رضاي غريب بينوايان بلند مي شود رضا جان تو كيستي كه همه ي عالم دست نياز روبه تو دراز مي كنند وبردل اين مردم دوا ودرمان شده اي هركس كه ديار خود به هواي ديدار حرمت ترك مي كند با بقچه اي از آرزو وگفتگو مي آيد گويا ميخواهد سخن خود را به دعوي دادگاه ببرد وحاجت خودرا درباسخ قاضي مي بينند آنچنان عجز والتماس ميكنند كه گويا كودك يتيمي است كه به درگاه تو پناه اورده وجز خانه ي تو خانه اي ندارد اقايم ازكناره هاي صحن وسرايت كه رد ميشوم ديد ني است هركس درگوشه اي سر بر ديوار نهاده يا سر به روي سجاده يا دستان خالي را رو به حرمت دراز كرده واز تو كمك مي خواهد انگار كه مستمندي د ر خانه شاهي رفته باشد به اطراف كه مي نگرم مي بينم هيچكس ديگري را نمي بيند همه مشغول كار خود هستند حتي انها كه درديار خود جايي دارند وبه ديگران فخر مي فروشند درخانه تو بنده اي كوچك وچون موري كه دررپي دانه است مي چرخند وجز يافتن دانه به جيزي نمي انديشند. اكنون اي پادشاه صوم صلات اي آقاي من اي ضامن آهو من ان گداي هرروزه خانه ات هستم ودر پي روزي آمده ام من ا ن بينواي نابينا يم جزنور چيز ديگري نمي خواهم به شادي تو خشنودم ودلي پراز اميد دراين روز فرخنده ازتوراه هدايت مي طلببم تا چراغي باشد درتمام دوران درپيش رويم واز راه حق وحقيقت دور نمانم
1. پيشاپيش ميلاد ضامن اهو را به تمام دوستداران آ ن حضرت تبريك مي گويم
2. دهه ي كرامت برتمام شعيان جهان مباركباد
+ نوشته شده در جمعه هشتم مهر 1390ساعت 12:6  توسط فاطمه مهرابی
|
سلام
اي دوست زرحمت دل اگاهم ده درماه دعا سير ا لي ا للهم ده
ماه رمــــضان مــــاه مهماني درمحفل مهماني خود راهم ده
واما رمضا ن شهري ازعشق و راز نياز ؛روزها راسپري كرديم دربي خيالي وپرده دري تا به نام عشق وارد
شهر اشناي رمضان شديم 0 رمضان ماه قران وعترت پيامبر {ص} ماه تجديد عهد وپيمان دوست بادوست
است 0 رمضان صداي گدايي بنده است صداي ناله ي عاشق كه عاجز والتماس خود معبود مي طلبد 0
رمضان شوينده ي گناهان روسياهان ديروز است تا حتي اگربراي ساعتي است گزرا دل به ياد خدا باز
كنند واز گناهان ديروز بلرزد ووجدان خفته را بيداركنند واي اگر معبود مرا نپذ يرد وجواب ناله هايم را ندهد
وصداي قهرش دلم راسنگ كند 0 رمضان رادرچه مي بيني درهم دلي درياد فقرا سفره رنگارنگ ديروز را
بانان و خرما دركنار فقرا بازكنيم تا ياد مان نرود كه درگوشه كنار سرزمنمان عده اي شب را گرسنه
گذرانده اند رمضان را با حسن به نيمه رسانيم كه سرمشق جوان مردي و صبر است 0 اي انسانها حسن
را بيابيد صبو روصبوري پيشه كنيد بهره ناني اندك خودرابه بيگانه نفروشيم رمضان راباشب قدرش وسلام
برمهدي تا فجر نور به پايان برسانيم دراخر
درجنين مه كه انس وجان يارب برسرسفره ي تو مهمان است
نظري ســــــــــوي دردمندان كن اي كه نامت شفا ودرمان است
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390ساعت 8:28  توسط فاطمه مهرابی
|

سلام برتواي ماه شريف وماه بي همـتا دوردم برتو اي ماه عزيزخالق يـــكتا
سلام برتو اي ماه دعا اي ماه امـــرزش درودم برتو اي ماه ثنا اي ماه آمــــرزش
سلام برتـو اي ماه ورع اي ماه استغفار دوردم برتو اي ماه نماز و ماه اسـتغــفار
سلام برتو اي ماه فضليــت ماه آ زا دي دوردم برتواي ماه عزيمت اي مه شادي
سلامم برتو اي ماه هدايت اي اي مه ايمان دوردم برتواي ماه عنايت اي مه سبحان
سلامم برتو اي ماه تـلاوت اي مه فرقان دوردم برتو اي ماه شهادت اي مــه قران
سلامم برتو اي ماه مبارك ماه وعظ وپند دوردم برتو ماه سالك الــي مـــه پيـــوند
سلامم برتو اي ماه ولايت اي مه والا دوردم برتو اي ماه سعادت اي مه رعنا
به يـــــارب يــــــــــارب شب زنده داران به اميــــــــــد دل اميـــــــد و ا ران
به اشــك عاشقــا نت د ردل شـــــــب بــه اه سيــنه زهــــرا وزيـــــنــــــب
به ان اشــــــكي كه بــــــهرتوچــــــكيده به ان طــــــفلي كه بابايـــــــش نـــــديده
پيشاپيش فرارسيدن ماه مبارك رمضان بر همه روزه داران ظاهر و باطن تبريك
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم تیر 1390ساعت 10:50  توسط فاطمه مهرابی
|
اگر باران بباردچتري خواهم شد براي تو..
چه انديشه غريبی است اين انديشه ها
وقتی به تو مي انديشم دلم برای خودم تنگ ميشود.
در آن تنهايی که ياد و خاطره تو بندی می شود بر تارو پود ذهنم.
چه خوش است انديشيدن به تو و نوشتن از تمام آن لحظات غمبار بی تو بودن.
دلتنگی،دلتنگی،دلتنگی
آدم دلتنگ که می شود چه فکرهاکه نميکند.
چه انديشه ها که در خيال خود ندارد.
وچه روياها که گاه خنده را طرحی ميکند برلبان وگاه غم را بغضی ميکند شکسته در گلو تا در پی بهانه اين اشکی شود جاری بر گونه ها.
چه غريبند اين لحظات.
نمی دانم كه غنيمت شمارمش يا بر تمام اين انديشه های از هم گسيخته و لغزيده در ذهن انديشه های ديگری يابم كه چه بايد بكنم.
راستی من چه كاری بايد بكنم.
نمی دانم،نمی دانم، نمی دانم
ای كاش تو بدانی.
از تو نوشتن قشنگ است وقشنگ يعنی دوست داشتن.
يعنی در نگاه معصوم تو خيره شدن.
يعنی فهميدن تمام آن نگفته هايت كه در سينه خود محرم راز داری ونمی دانم چرا هيچوقت از آن رازها با من فاش نمی گوئی.
وكاش بشود كه تو همه آنها را به من بگوئی و من در اتاقی تاريك روشن روبه مهتاب نشينم و رد نگاهت را كه غمبار حرف ها می گويد و نميگويد تا آن دورهای دورذهن به جستجو نشينم و در بحر تفكرات زانوی غم به آغوش كشم.
نه نمی توانم بنوسم هر چند كه بايد از خيلی چيزها بنويسم و شايد تو بعدها برايم خيلی چيزها بگويی.
ولی حالا نمی دانم كه چه خواهد شد.
هر چه كه هست بيا شريك شبنم ساده زندگی باشيم؟!
به خود دروغ نگوييم وبه هم.
بگذاريم كه انديشه های سبز پيچكی شود بر ذهن.
وبگذاريم كه خيال فاصله های جدايی افتاده را طی كند
و حس كنيم آنچه را كه دوست داريم.
زمان آن نيست كه هر چه دلم می خواهد بگويم.
اما
اگر باران ببارد
چتری خواهم شد برای تو ....
+ نوشته شده در شنبه یازدهم تیر 1390ساعت 20:25  توسط فاطمه مهرابی
|
پرو بال عشق
به اسمان نگاهت هواي باران است
زآفتاب جمالت جهان چراغان است
تواي تمام تصوير آيه هاي بلند
شكوه هستي تو افتخار دوران است
پيام عشق تو را هر ستاره مي داند
كه قلب پاك تو پر از شكوه و ايمان است
تو از ديار افق هاي دور ميايي
نسيم عطر سر سبزي بهاران است
نه من زحلقه ي زلفت كنون گرفتارم
كه عاشقان ره كوي تو فراوان است
گر چه دراز است راه كوي وصال
بپاي عشق اگر مي روي چه اسان است
سلاممم.
مبعث پيامبر اكرم(ص )پيشاپيش بر همه شما عزيزان تبريك .
من فاطمه هستم همونكه مامان توي وبلاگ نگار تعاوني معلولين ذهني
پرنيان زياد درباره اش ميگه
امسال كم كم دارم ديپلم مي گيرم تا نيمه مرداد دوره كارورزيم هم تموم
ميشه مي خوام يه كم از اوقات فراغتم رو با شما شما بگذرونم اميدوارم
همينطور كه با بچه هاي پرنيان آشنا شديد با منم آشنا بشيد و از دوستان
خوب هم باشيم .
+ نوشته شده در دوشنبه ششم تیر 1390ساعت 23:10  توسط فاطمه مهرابی
|